ساعدی رودی

فرماندار شهر حمص سوریه به خلیفه ی مسلمانان عمر بن عبدالعزیز نامه نوشت که مقداری پول بفرسته تا حصار شهر را بازسازی کنم تا در مقابل دشمنان مقاوم باشد…

به جواب عمر بن عبدالعزیز نگاه کنید؛

حصنها بالعدل…
ونق طرقها من الظلم فإنه حصنها…
یعنی با عدالت دورش حصار بکش…
و راه هایش را از ظلم پاک کن که حصارش این است…

فقط همین… چیز دیگری ننوشت…

در طول تاریخ هیچ وقت دشمنان نتوانسته اند حکومت عادلی را شکست بدهند… در هر جا حکومتی توسط دشمنانش شکست خورده علتش ظلم داخلی اون حکومت بوده که دیگه مردم به خاطر ظلم داخلی یکی از سه کار زیر را کردند:

همه با عده ای به خاطر ظلم و بی عدالتی حکومتشون به دشمنان پیوسته اند…

همه یا عده ای از مردم بی طرف و خنثی شدند و دخالتی نکردند یا دعا کردند: اللهم اشغل الظالمین بالظالمین وأخرجنا من بین أیدیهم سالمین غانمین…

همه یا بخشی از مردم علیه دشمن جنگیدند ولی به خاطر ظلم داخلی جانانه نجنگیدند و خالصانه فداکاری نکردند…

من نمی دانم خدا عقل را از حاکمان گرفته است… خوب عدالت کن و تا قیامت بقای خود و نسلت را تضمین کن…

عدل به چیزی می گویند که سر جای خودش باشه… وقتی هر چیزی سر جای خودش باشه طبیعی هست که بمونه چون در جای خودش هست…
ظلم به چیزی می گویند که سر جای خودش نباشه… طبیعی هست چیزی که سر جای خودش نباشه دیر یا زود از اون جا دور می شه…

اینا سنت های الهی و قانون های کونی و طبیعی خداوند بر روی زمین هستند و به ایمان و کفر ربطی ندارند…
عدل یعنی هر کار به جا
ظلم یعنی هر کار نا به جا

این شعر را هم من در این زمینه گفته ام:
عدل و انصاف است کاری که به جاست
ظلم و اجحاف است هر چه نا به جاست
به این خاطر گفته اند…
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم…
والسلام…
تمام…
به همین راحتی و وضوح…