از زمانی که نیروی انسانی تحصیل کرده و کارآمد به عنوان سرمایه یا ثروت انسانی یک ملت درشمار آمده سخن گفتن از سرمایه اجتماعی اهمیت بیشتری پیداکرده است .

سرمایه اجتماعی یک ملت مجموعه داشته های متعلق به همه یا اکثریت افراد آن ملت و از جنس فرهنگ است . یک تعریف علمی و معیار ، سرمایه اجتماعی را ویژگیهایی از یک جامعه یا گروه اجتماعی می داند که ظرفیت سازماندهی جمعی و داوطلبانه برای حل مشکلات متقابل یا مسائل عمومی را افزایش می دهد ( سرمایه اجتماعی .کیان تاجبخش 84 ) . همانطور که سرمایه مادی مجموعه منابع اعم از زیرزمینی و روزمینی در اختیار مردم یک جامعه است که باید : اولاً به نحو صحیح حفاظت و ثانیاً به اندازه مناسب بهره برداری شود ، همانگونه نیز از سرمایه اجتماعی باید محافظت و استفاده شود .

وقتی مردمی صلح طلب بوده روزگار را با دیگر ملل در همزیستی مسالمت آمیز بسر برند یا در میان خود به مدارا رفتار کنند ، این صلح طلبی و مداراجویی سرمایه اجتماعی آنانست . مودت صفت اعلای همنوع دوستی و از خصائص پهلوانی و جوانمردی ست و جهان پهلوان تختی که در خیابان به راه افتاد و مردم به تأسی از او به کمک آسیب دیدگان از زلزله بوئین زهرا شتافتند ، هردو بخشی از سرمایه اجتماعی ما بوده و هستند . ازین دست بسیار می توان نام برد : اعتماد میان ملت و دولت ( در معنای درست آن ) ، تسامح در برابر کثرت گرایی فرهنگی که آنرا به دیگر زمینه ها می توان تسری داد ، انواع شیوه های تعاون و یاریگری در جای جای کشور .

سخن از میراث فرهنگی نه فقط شامل ابنیه و آثار مادی گذشته یک ملت که اصالتاً سخن از معنویت و فرهنگ دیرپای آن ملت است . به گفته دکتر رضا شعبانی اگر یونانیان را به فلسفه و انگلیسیان را به سیاست می شناسند ، ایرانیان را همواره مردمی اهل مذهب و معنویت دانسته اند . این سخن پیامبر رحمت صلوات الله و سلامه علیه که چنانچه ابوذر از آنچه در دل سلمان می گذرد آگاه شود هرآینه او را تکفیر می کند ، بقول مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی رحمة الله علیه ناظر به همان سابقه دیرینه معنویت و یکتاپرستی ایرانیان است .

بدین ترتیب آنچه از آیین کشورداری توسط ایرانیان در گذشته های تاریخی دور اعمال شده و برخی از آن در الواح گلی بدست آمده از مجموعه تخت جمشید مضبوط و در حال حاضر به گروگان دانشگاه شیکاگو درآمده ، فصلی درخشان از میراث فرهنگی ماست . دوره طلایی تمدن و فرهنگ جهان اسلام در قرون سوم و چهارم هجری بی گمان و به شهادت اسناد و مدارک تاریخی مدیون فرهنگ ایرانی است . ایلغار مغول و تاتار از یک طرف در دست با کفایت ایرانیان به جریانی از آبادانی بدل و معیاری برای نظم و نسق شد و از طرف دیگر موجب تقویت فرهنگ مدارا در برابر شدائد و سیاه کاری آنها گردید . اگر ظهور روحیه تسلیم و انزواطلبی – درست یا نادرست صوفی گری -  را ناشی از سلطه بیگانه بر کشورمان می دانند ، بلا شک مدارا طلبی از جمله میراث ارزشمند تصوف در ایران به شمار می آید . اجمالاً می توان بیان کرد که این بناها و سازه ها و آثار ماندگاری که مشاهده و به آن مباهات می کنیم ، برساخته  همان فرهنگ و دانش است . میراث حقیقی فرهنگی ما همان جریان تمدن ساز و تحول آفرین است .   

اجزاء فرهنگ و تمدن تاریخی بخشی از سرمایه اجتماعی ما و وظیفه ما بازیابی بستر جریان ساز آنست . فراموش کردن یا کنار نهادن آن منبع عظیم دانش و فرهنگ خطایی تاریخی و نابخشودنیست . دکتر محمدعلی خنجی در کتابی با عنوان بررسی تاریخ ماد اثر دیاکونف به این نکته اشاره کرده که مارکس در نظریه تکامل تاریخی خود به خاطر وجود نظام های آبیاری منحصر بفرد در ایران و هند و ترکیه از " وجه تولید آسیایی " نام برده است . بدون وجود مناسبات مبتنی بر یاری گری در سطح وسیع و تکفل امر آبیاری توسط دولت برپا کردن چنان " تمدن آبی " و یا " فرمانروای آبی " بقول کارل ویت فوگل میسر نمی بود . کارل ویت فوگل آنچنان به نقش آب و نظامات آبیاری در جوامع شرقی توجه کرده است که سایر عوامل اقتصادی و اجتماعی و تاریخی را ندیده و از اینجاست که چنین توصیفاتی را بکار برده است (محمد علی خنجی  همان ) . شایان گفتن است که ابداع کاریز و حفر چاه های متعدد در طول کیلومترها مسیر خروج آب برای استفاده از منابع آب زیرزمینی توسط ایرانیان هنوز هم کارایی خود را در مقایسه با سایر سازه ها حفظ کرده است . در همین چندساله اخیر هموطنان یزدی ما در قلب امریکا دست به احداث قنات زده و آنجا را " یزد آباد " نامیده اند . دکتر کامران امامی نماینده ایران در کارگروه رهیافت های جامع مدیریت سیلاب در کمیته بین المللی آبیاری در همایش آب و فرهنگ گفته است در سال 2005 در مسکو نحوه ساخت و بهره برداری از بند عباسی ساخته شده در ششصد سال پیش در حوالی طبس را ارائه کرده و ژاپنی ها در سمینار سال بعد از ایشان تشکر کرده اظهار داشتند با اجرای آن فناوری مشکل سیلاب در  منطقه ای که از سال 1983 بخاطر ممانعت از ساخت سد توسط هواداران حفظ محیط زیست لاینحل مانده بود ، برطرف گردید .

بند عباسی در بالا بصورت سد و در پایین بصورت پل طراحی شده است که در موقع طغیان آب از خروج آب اضافی ممانعت می کند و در شرایط عادی آب براحتی جریان دارد .

 توجه به این سوابق به معنای نادیده گرفتن ابداعات و فن آوری های جدید نیست بلکه تأکید بر فراهم نمودن بستر مناسب برای تداوم آن جریان زایا و تحول آفرین است . بیان تاریخچه استفاده از انرژی جزر و مد آب دریا در ساخت آسیاب و نیز ابداع آسیابهای آبی در شوشتر که تا چند سال پیش از آنها استفاده می شد ، برای زنده کردن همان جریان زایا و تحول آفرین است . تصادفی نیست که به گفته دکتر باستانی پاریزی مهندسین آلمانی در دورة پهلوی اول هنگام ساخت زیربنای پل سفید بر روی رودخانه کارون در اهواز جایی را انتخاب می کنند که معماران ساسانی به همین منظورانتخاب کرده بودند .

تمام سازه های نیاکان ما خالی از هرگونه آسیب به محیط زیست ابداع شده ، آیا امروز در این باب می توان با همین قاطعیت سخن گفت ؟ خوانندة محترم می داند که نگارنده از کدام سازه بر روی کارون یاد می کند .

حسین سلطانزاده در کتاب تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران می نویسد که شهرها در ایران از سه بخش اصلی کهندژ ( ناحیه سلطنتی و اشراف ) و شارستان ( ناحیه اداری – دیوانی ) و سواد ( ناحیه پیشه وران و کشاورزان ) تشکیل می شده که در عین حال عناصر میدان و بازار را نیز در بر داشته است . شهرها به جهت اصول اعتقادی چهار دروازه به سمت چهار جهت اصلی داشته و شرایط اقلیمی در بنای شهرها مدنظر قرار می گرفت . فضای داخلی هرمحله جنبه ای نیمه عمومی داشت و به گونه ای نسبت به مراکز عمومی شهر قرار می گرفت که کمتر محل تردد افراد بیگانه واقع شود و به این ترتیب فضایی نسبتاً آرام و نیمه خصوصی برای ساکنان فراهم می آورد . سیمای داخلی محله منظری هماهنگ و متناسب را عرضه می کرد و کمتر خانه ای بود که در ارتفاع خود را از سایر خانه ها متمایز کند . معماری امروز ما چه پیامی در خود دارد ؟ در خبرها آمده بود که خانه مشیرالدوله در آستانه فروش به قصد تخریب و ساختن برج قرار دارد . متأسفانه در صورت تحقق فقط یک سازه کم نظیر معماری نابود نمی شود بلکه برشی از زندگی اجتماعی مردم ایران است که از بین می رود . معماری اصیل ایرانی فقط روش ساختن یک بنا نیست بلکه در بر دارنده و بازگوکننده ساز و کاریست برای برقراری تعادل میان اندرونی و بیرونی و فراهم کننده آسایش تن و آرامش روان .

امروز گسترش و تعمیق و ساماندهی مشارکت اجتماعی مردم در تمام شئون به منزله حفظ مناسبات یاری گرایانه و به عبارت دیگر حفظ و تکثیر سرمایه اجتماعی ماست . نباید مصداق ساماندهی مشارکت اجتماعی را در مشارکت سیاسی جستجو کرد ، زیرا مشارکت سیاسی ثمره حتمی مشارکت اجتماعی ست . پر بی راه نیست ادعای اینکه توسعه اجتماعی مقدم بر توسعه سیاسی ست و بدین منظور شناخت گذشته و برقراری پیوند با آن به کار امروزمان می آید در ساختن فردا . بدون اینکه وارد بحث دوگانه تقدم و تأخر توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی شویم با اطمینان کافی می توان گفت وقتی سرمایه اجتماعی ضعیف باشد یعنی قابلیت بهره برداری جمعی از منابع مادی ناچیز باشد رشد اقتصادی و تحقق عدالت اجتماعی به سادگی دست یافتنی نخواهد بود ( کیان تاجبخش همان ) .