گفتگو، هم استراتژی هم تاکتیک
یا ایها الذین امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون. ای آنانکه ایمان آوردید صبر پیشه کنید و یکدیگر را به صبر بخوانید و محکم و استوار به هم باشید و آماده و بترسید خدا را شاید رستگار شوید ( آل عمران 200 ). خداوند متعال در این آیه مؤمنان را به صبر فردی ( اصبروا ) و سپس صبر با همدیگر ( صابروا از مصابره در باب مفاعله است که معنای طرفینی و باهمی را می رساند مثل: مکالمه، مفاهمه، مجادله و .... ) و استحکام پیوند میان همدیگر برای دفاع ( رابطوا از مرابطه در باب مفاعله است ) و ترس از خدا می خواند شاید رستگار شوند. در این آیه علاوه بر صبر فردی به صبر باهم که خلاف انزوا گرایی و تنزه طلبی است، تأکید شده است و در ادامه آیه به مفهوم "رابطه" به معنای به هم بستن و محکم کردن به منظور حفظ آمادگی اشاره شده است. آنچه مورد نظر ماست همین داشتن رابطه به معنای همبستگی و استحکام و آمادگی است. تفسیر المیزان هدف غائی از مفاهیم مصابره و مرابطه دراین آیه را منحصراً تأکید روی جنبهٔ اجتماعی حیات نوع بشر می داند. پس چون حیات اجتماعی بدون ارتباط معنا ندارد و "گفتگو" بنیادی ترین شکل ارتباط است و همو تبیین کنندهٔ روند توسعه است، زیرا گفتگو از طریق زبان شکل می گیرد و جوامعی که از نظر زبانی در مراحل ابتدایی قرار دارند لاجرم عقب مانده به شمار می آیند، علیهذا گفتگو نقش اساسی در فرآیند توسعه بازی می کند. از توسعه قرائت های متنوعی بر اساس نظرگاه های گوناگون وجود دارد و بنابر قرائت محسن رنانی فروکاستن مفهوم "توسعه" به رشد اقتصادی و چشم فروبستن بر رشد سرمایهٔ اجتماعی و ارتقاء معنویت در جامعه مبین همین وضعیتی است که در آن قرارداریم. طرح مفهوم آشتی ملی چیزی جز به هم بستن و استحکام بخش های مختلف جامعه نبود و نیست و این پیروی از سخن خداوند سبحان است. گفتگوی تمدنها و فرهنگها هدفی جز افزایش همبستگی میان اجزاء متنوع جامعهٔ بشری نداشت و به سان قبسی بود در ظلمات جهان امروز. در داخل نیز به همین گفتگو نیازمندیم؛ در تمام سطوح. میان جناح ها و احزاب، میان حوزه و دانشگاه، میان سنت و مدرنیته، میان دارا و ندار، میان اولیاء و مربیان، میان مذاهب و اقوام، میان زنان و مردان، میان نسل دیروز و امروز و حتی میان خود به عنوان جزئی از یک کل.
برای برقراری جریان گفتگو باید از هرگونه پیش شرط خود داری کرد. پای بندی به منافع ملی و ادراک لزوم رسیدن به مرزهای توسعهٔ متوازن و جامع و پایدار، روح مستتر در جریان گفتگوست. فرهنگ گفتگو اگر نهادینه شود بدون تردید منجر به وحدت بر اساس مطلوبیت های مشترک می شود. خداوند جل و علی به شنوندگان سخن ها بشارت داده است بنابراین شنیدن درست مقدم بر هر گفتگویی است. شنیدن سعهٔ صدر می خواهد و یکی از مصادیق صبر فردی است. بدین ترتیب گفتگو با این ویژگی ها از مبادی اخلاقی سرچشمه می گیرد. من و تو دیروز با هم بودیم و امروز هم می توانیم و باید باهم باشیم. دشوارست اینکه مرا واداده و وابسته به غیر بخوانی و من ترا جامانده از قافله تمدن و واپسگرا بدانم. باهم صبر کنیم و پشتیبان هم باشیم و آماده و از خدای بترسیم. آن اهل منبری که وثاقت حدیث نبوی: " انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " را زیر سؤال می برد، در حقیقت اخلاق را به پای قدرت قربانی و گفتگو را تعلیق به محال می کند. حدیث ضعیف است؟ سلمنا، با سیرهٔ پیامبر اعظم (ص) چه می کنید؟ دیروز مسلم بن عقیل را در منزل هانی بن عروه شمشیر در دست پشت پرده نگاه می داشتی و نهج البلاغه ورد زبانت بود و از زبان امیرالمؤمنین (ع) می خواندی که: " لو لا التقی لکنت ادهی العرب " ؟ برای چه؟ برای ستبر و ریشه دار دانستن شجرهٔ اخلاق در اسلام؛ و مدعای امروزت چه نسبتی دارد با سخن دیروزت؟ بجز تقدیس قدرت که نزد مولا از آب بینی بز و کفش کهنه بی ارزش تر بود مگر با آن اقامهٔ حق و عدل کند؛ به راستی اخلاقی تر از حق و عدل چیست؟ گویا قرار بود سیاست ما عین دیانت ما باشد! همین است که سعید حجاریان از امتناع گفتگو در ایران سخن می راند؛ او به تمثیل انسان ابزار ساز و انسان ناطق اشاره می کند و در واقع مبانی معرفتی هرکدام را نشان می دهد و می گوید میان آن دو گفتگویی در نمی گیرد. شواهد بر این سخن بسیارست و بهرهٔ وافری از حقیقت دارد اما تمام حقیقت نیست. گفتگو هم وسیله است و هم هدف. هدف است برای آنکه موانع را از مقابل جریان گفتگو برداریم و وقتی محقق شد راهی است که باید مستمراً پیمود.