پوپولیسم در سه چهره
خداوند سبحان بالاترین فضیلت را تقوا و همانرا ملاک برتری و تقرب بندگان به خود دانسته است: انا خلقناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم. در صدر انقلاب اسلامی ایران مجادله بر سر مکتبی یا متخصص بودن وقت و انرژی بسیاری از همه گرفت. برخی حتماً بیاد دارند که در مناظره میان مهندس بازرگان و دکتر بهشتی در این باب، دکتر بهشتی با صداقت و سعه صدر مثال زدنی خاص خود گفت: "آقا من دیگر حرفی ندارم" و پذیرفت آنچه را که دکتر چمران بزبان دیگری گفت: "تقوا بالاترست اما اگر انسان متقی کاری را بپذیرد که در توان او نباشد، آنوقت تقوای او ساقط شده است". بماند اینکه بجای تقوای مصداق حق تقاته برخی عملاً زهد فروشی می کنند. امروز نیز این موضوع خاتمه نیافته است و سرنوشت مردم و سازمانها بدست بخت و اقبال است و نه برنامه ای مدون با اهداف مشخص. بخت یار این ملت بوده است که تصادفاً مدیری خوب عمل کرده وگرنه در موضوع انتصابات در بر پاشنه دیگری چرخیده است. با طلوع اصلاحات و مردم سالاری و استقرار یاقتن دولت پاسخگو دپره دیگری آغاز گردید و مفهوم شایسته سالاری بیش از گذشته مطرح شد. اما در ادامه راه پدیده ای استثنایی رو نمود که می توانست: "توی دوربین زل بزند و به راحتی دروغ بگوید"!. از این زمان بود که پوپولیسم موجود در بافت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی که در صدر انقلاب به دیپلمه های بیکار نفری پانصد تومان ( 5000 ریال) پرداخت نمود، به الگوی مسلط بدل گردید. پوپولیست ها نه تنها قلب واقعیت می کنند، بلکه به شما می گویند که ما نماینده راستین مردم هستیم. آنها گاهی می خواهند حقوق پایمال شده قوم خود را استیفا نمایند. غافل از آنکه آتش توسعه نیافتگی خشک و تر را با هم سوزانده است. اینان بجای ارائه برنامه مشخص با هدف گزاری قابل سنجش، احساسات پاک مردم را هدف گرفته اند و خود را مدافع رفع تبعیض قومی نشان می دهند. آیا بواقع تبعیض قومی سیستماتیک در خوزستان وجود دارد؟ اگر هست نشان دهند. کدام اداره و سازمان را سراغ دارند که تجهیز نیروی انسانی درآن متأثر از قومیت باشد؟ مسلم است که چنین نیست. اگر در انتصاب مدیران ایرادی هست، که هست، ناشی از نگاه قومی نیست، چنانکه گذشت غلبه نگاه ایدئولوژیک موجب گردیده حضور شایستگان در مناصب مدیریت تابع بخت و اقبال باشد. در سده بیست و یکم شاهد حضور پوپولیسم اعم از راست و چپ بویژه در شرق و جنوب اروپا هستیم که با تکیه بر ضعف نهادهای دموکراتیک در صدد قبضه کردن قدرت هستند. وقتی جوامع غربی چنین در معرض سیطره پوپولیسم هستند، تکلیف سایر مناطق با رقیق بودن نهادهای دموکراتیک و یا اساساً عدم حضور این هنادها در بافت سیاسی-اجتماعی کشورهایشان، روشن است. پوپولیسم اساساً تکثر را برنمی تابد و خود را یگانه منجی مردم می خواند. پوپولیسم از سنت های دموکراتیک موجود برای رسیدن به قدرت استفاده می کند ولی به تحقق عدالت اجتماعی و آزاذی های مدنی نمی پردازد. در شرایط خاص استان خوزستان و در مقطع انتخابات موجب شگفتی آن بود که برای مبارزه با تبعیض ادعایی شعار قومی سردهند. نمونه ای سرراست از منطق متناقض نما: وقتی در اعتراض به تبعیض قومی، حق را به نفع قوم خود تفسیر کنند، انعقاد کلام موجب بطلان خود می شود! در توجیه ادعای خود می گفتند بجز این- یعنی سهمیه قومی – راهی برای کشاندن مردم از اقوام مختلف به صحنه انتخابات وجود ندارد، و چنین بود که انواع انتصابات در یک ستاد انتخاباتی صورت پذیرفت! و رفت آنچه رفت و شورای شهر اهواز به اصول گرایان واگذار شد. در رقابت های سیاسی- اجتماعی سخن از صلاحیت و استعداد و تخصص در میان است و در شرایط مساوی از این بابت، پذیرفتنی است که در احترام به فرهنگ اکثریت مردم، از آنان انتخاب صورت پذیرد. اما نیک می دانیم در جایی که هیچ گونه ارزیابی عملکرد علمی و صحیح وجود ندارد و یا اگر هست، اعمال نمی شود، شناسایی و مقایسه مدیران متخصص چه سخت است، مگر مصادیق بارز و استثنایی. همین مشکل یعنی نبود ارزیابی عملکرد علمی موجب شده است شکاف عظیمی میان کارگران و کارفرمایان در باب امنیت شغلی بخاطر قرارداد کار موقت، بوجود آید. بنابراین تنها می توان و باید انتصابات را از زاویه شایستگی مورد نقد قرار داد و نه از زاویه قومی، مگر در دوره هایی که شورای شهر قومی داشتیم، عملکردشان مناسب بود؟ یکبار و برای همیشه مردم را از این اشتباه بیرون بیاورید. چهره دیگر پوپولیسم در قالب انقلابیگری و دفاع از آرمانهای مدنی خود را نشان می دهد. اقدامات تند و هیجانی در لباس اصلاح طلبی معنایی ندارد، بلکه ناقض معنای اصیل خود به شمار می رود، این پوپولیسم چپ است. اصلاح طلبی چیزی جز حرکت تدریجی به سوی هدف نیست، حتی اگر یک گام به پیش و دو گام به پس باشد! معنای آن کندی حرکت نیست، بلکه گام های کوتاه ولی مطمئن و محکم است. خیز بلند نیست، چرا؟ چون مردم را باید با خود همراه داشته باشد. مردم با هرمیزان آگاهی حضوری تعیین کننده دارند، حتی اگر در گرماگرم ایام منتهی به بیست و هشتم مرداد و مشکلات ناشی از تحریم نفتی دولت مصدق، حرف روزشان گرانی کبریت باشد!کسانی که منتقد رئیس جمهوری در موضوع بیان شفاف مسائل به مردم هستند، دچار پوپولیسم راست شده اند. الگوی مسلم اعتدال مرحوم آقای هاشمی بود و اکنون آقای روحانی است، حالا دیگر ایراد گرفتن به ایشان که چرا مسائل را با مردم مستقیماً در میان می گذارند، افتادن از آنسوی بام است. کسانی که علی رؤوس الاشهاد بقدر ذره ای پاسخگو نیستند، چگونه در خلوت مذاکره به آن تن می دهند؟ حرف زدن از پوپولیسم آسان ولی شناخت آن در عمل پیچیده است.