اقبال و سفرهای استانی
در کتاب " افسانه اقبال" نوشته احمد راسخی لنگرودی خواندم که دکتر منوچهر اقبال دولتمرد رژیم شاه در دوره چهل و یک ماهه نخست وزیری به همراه هیأت دولت به سفرهای استانی می رفت و ضمن دیدار با مردم ، در نشستی با استاندار و سایر مقامات محلی راجع به امور مختلف تصویب نامه صادر می کرد.
او بسیار سرسپرده و گوش به فرمان شاه بود و یکی از مصادیق "غلام خانه زاد" و یا "چاکر جان نثار" - البته همراه با اسدالله علم - به شمار می رفت . روزی رئیس بانک ملی به دیدن یکی از وزرا می رود و از بریز و بپاش و اسراف در مخارج گله می کند و می گوید ذخیره ارزی رو به اتمام است و نخست وزیر گوشش بدهکار نیست . وزیر می گوید که این چه حرفیست! نامه بنویس و رسماً ذخیره ارزی را اعلام کن . به هر حال وزیر به گوش اقبال می رساند و اقبال می گوید که مهم نیست! رئیس بانک ملی یک روز می گوید ارز داریم و روز دیگر می گوید نداریم!...
شباهت ها را می بینید میان آن دولت و این دولت!
تازه از قدیم گفته اند : الفضل للمتقدم".
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 11:40 توسط مسعود راستی
|