اینرا بارها شنیده ایم که حفظ نظام از اوجب واجبات است و یا اینکه از نماز هم بالاتر است و اخیرا گفته شد : این ظلم به نظام - که میگویند در انتخابات پرشور مردم تقلب شده است - بسیار مهم تر - یعنی ظالمانه تر - از این فجایع و جنایات پس از انتخابات است .
نظام چیست؟ کشور است؟ در اینصورت بهتر نیست گفته شود: کشور یا وطن یا سرزمین ؟ اگر اینها بود که لزومی نداشت مرتب یادآوری شود بر حفظ کشور . اینرا همه می دانند و به همین خاطر است که به وطن گفته میشود " مام میهن " . آیا کسی در لزوم حفاظت از مام خود شکی دارد؟ اینها نیست بلکه نظام همان دستگاه قدرت است .
حالا چگونه دستگاه قدرت یا همان نظام حفظ میشود؟باید حفظ نظام را امری اخلاقی جلوه داد . به عبارت دیگر اخلاقیات من درآوردی وضع شود . آنچه اخلاقیات نام دارد همه جا شناخته شده است و مکارم اخلاق در اسلام که مبنای بعثت رسول مکرم ( ص ) است عبارتند از: یقین- قناعت- صبر - شکر - رضا - حسن خلق - سخا - غیرت - شجاعت - مروت . کجا گفته اند حفظ قدرت یا حفظ نظام؟ تازه در اینراه دروغ جایز و تهمت مجاز و شکنجه و هزاران اقدام خلاف قانون را مشروع میدانند .
نقل شده است روزی عباس عموی پیامبر (شاید هم ابن عباس بوده) بر امیرالمومنین (ع) وارد شد در حالیکه مشغول دوختن کفش خود بود . به ایشان عرض کرد شما خلیفه مسلمین هستید چرا خود را مشغول این کفش کهنه می کنید در حالیکه شایسته بهتر از این هستید ( نقل به مضمون ) . فرمود این کفش چقدر می ارزد؟ عرض کرد هیچ نمی ارزد . فرمود بخدا قسم خلافت بر این امت از این کفش هم نزد من بی ارزش تر است مگر اینکه حقی را برپا کنم و ظلمی را از مظلومی دفع کنم .
در سیره مولا چیزی به نام حفظ نظام معنا ندارد بلکه اقامه حق و عدل اصالت دارد و به همین دلیل است که برای اقامه حق دست به ناحق نمی یازد . اینها و نظایر بی شمار آن طی سی سال گذشته بر منابر گفته و در کتابها نوشته و بر آن به مثابه اصول مسلم حکومت داری اسلامی تاکید شده است . چه فرقی می کند که استالین باشد و برای حفظ نظام سوسیالیستی همه چیز را از زاویه منافع حزب ببیند و آن کند که کرد و فرجام آنرا همه دیدند یا دیگری باشد و این کند که می کند و فرجام آنرا همه خواهند دید.
صبر کنید . کسی که شمشیر بغی بکشد به آن کشته میشود .