اراذل و اوباش و حقوق انسانی

رئیس بازرسی ناجا در مصاحبه تلویزیونی در برابر دیدگان ملت ایران در توجیه تخلف اعزام بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات به بازداشتگاه کهریزک گفته است" اصلاْ اینحا مختص اراذل و اوباش بوده  و تغذیه و نحوه زیست اینجا و شرایط سخت آن برای آنها بوده است و نباید بازداشت شدگان حوادث اخیر را به اینجا اعزام میکردند" .

این ایام متعلق است به " صدای عدالت انسانی" که نظام ما هم خیلی خود را پیرو ایشان میداند.پیامبر اعظم(ص) به وصی خود گفته بود که بدست اشقی الاولین و الاخرین کشته خواهد شد و کسی از مسلمین نیست که در شقاوت ابن ملجم تردیدی داشته باشد .حالا این صحنه را تجسم کنید:امام علی علیه السلام با فرق شکافته در بستر افتاده است و آنسوتر ابن ملجم در بند اطرافیان مولاست.برای مولا شیر می آورند.اول اشاره میکند که به اسیر بدهند.

خودتان این دو صحنه را مقایسه بکنید.اراذل و اوباش هم زندانی هستند و هر جرمی که مرتکب شده باشند لابد در نظام قضایی ما مجازاتی برای آن هست . اگر از گولاک های استالین تقلید می کنند چرا اینهمه دم از اسلام میزنند؟

اخلاقیات حفظ نظام

اینرا بارها شنیده ایم که حفظ نظام از اوجب واجبات است و یا اینکه از نماز هم بالاتر است و اخیرا گفته شد : این ظلم به نظام - که میگویند در انتخابات پرشور مردم تقلب شده است - بسیار مهم تر - یعنی ظالمانه تر - از این فجایع و جنایات پس از انتخابات است .

نظام چیست؟ کشور است؟ در اینصورت بهتر نیست گفته شود: کشور یا وطن یا سرزمین ؟ اگر اینها بود که لزومی نداشت مرتب یادآوری شود بر حفظ کشور . اینرا همه می دانند و به همین خاطر است که به وطن گفته میشود " مام میهن " . آیا کسی در لزوم حفاظت از مام خود شکی دارد؟   اینها نیست بلکه نظام همان دستگاه قدرت است .

حالا چگونه دستگاه قدرت یا همان نظام حفظ میشود؟باید حفظ نظام را امری اخلاقی جلوه داد . به عبارت دیگر اخلاقیات من درآوردی وضع شود . آنچه اخلاقیات نام دارد همه جا شناخته شده است و مکارم اخلاق در اسلام که مبنای بعثت رسول مکرم ( ص ) است عبارتند از: یقین- قناعت- صبر - شکر - رضا - حسن خلق - سخا - غیرت - شجاعت - مروت . کجا گفته اند حفظ قدرت یا حفظ نظام؟ تازه در اینراه دروغ جایز و تهمت مجاز و شکنجه و هزاران اقدام خلاف قانون را مشروع میدانند .

نقل شده است روزی عباس عموی پیامبر (شاید هم ابن عباس بوده) بر امیرالمومنین (ع) وارد شد در حالیکه مشغول دوختن کفش خود بود . به ایشان عرض کرد شما خلیفه مسلمین هستید چرا خود را مشغول این کفش کهنه می کنید در حالیکه شایسته بهتر از این هستید ( نقل به مضمون ) . فرمود این کفش چقدر می ارزد؟ عرض کرد هیچ نمی ارزد . فرمود بخدا قسم خلافت بر این امت از این کفش هم نزد من بی ارزش تر است مگر اینکه حقی را برپا کنم  و ظلمی را از مظلومی دفع کنم .

در سیره مولا چیزی به نام حفظ نظام معنا ندارد بلکه اقامه حق و عدل اصالت دارد و به همین دلیل است که برای اقامه حق دست به ناحق نمی یازد . اینها و نظایر بی شمار آن طی سی سال گذشته بر منابر گفته و در کتابها نوشته و بر آن به مثابه اصول مسلم حکومت داری اسلامی تاکید شده است . چه فرقی می کند که استالین باشد و برای حفظ نظام سوسیالیستی همه چیز را از زاویه منافع حزب ببیند و آن کند که کرد و فرجام آنرا همه دیدند یا دیگری باشد و این کند که می کند و فرجام آنرا همه خواهند دید.

صبر کنید . کسی که شمشیر بغی بکشد به آن کشته میشود .